أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
725
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
سفيد است [ نك . شمارهء 388 ] ؛ ميوهاش شبيه خيار ريز [ الخيار صغار ] است و در درونش چيزى شبيه پشم وجود دارد . » 707 . عشرق 1 مؤلّف الياقوته : [ اين ] گياه سرخرنگ خوشبوست . ابو حنيفه : عشرق گياهى است كه مىكارند ؛ برگهايش پهن است ؛ آن خار ندارد . زنها با برگهايش موها را شانه مىكنند ، اين كار موها را سياه مىكند و آنها را مىروياند . مىگويند كه [ عشرق ] بر ساقهء كوتاه بالا مىآيد ، سپس شاخه مىزند و ميوههاى فراوان در كيسههاى دراز و پهن مىدهد [ كه در دو رديف در آنها جاى دارند ] 2 ؛ آنها به هستهء انگور مىمانند ؛ آنها را كه هنوز تازه است ، مىخورند . برگهاى [ عشرق ] شبيه برگهاى عظلم و بسيار سبز است ، تخمها سفيد ، شكننده ، چرب و تند 3 و سودمند براى بواسير 4 است . ( 1 ) . چنين است در نسخهء فارسى و فرهنگهاى لسان العرب ، X ، 252 ؛ Lane ، 2053 ؛ نسخهء الف : العشروق ؛ - Cassia obovata Coll . ؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 44 ؛ عيسى ، 18 42 . طبق II , Dozy ، 131 - herbe de Saint - Etienne , circee ( - Circaea lutetiana L . ، اننكوف ، 99 ) و همينگونه نيز II , Low ، 284 و عيسى ، 6 46 . ( 2 ) . افزوده از روى لسان العرب ، X ، 252 . ( 3 ) . نسخهء الف : حار ، بايد خواند حادّ ، نسخهء فارسى : تيز . ( 4 ) . البواسير . در پى آن در حاشيهء نسخهء الف افزوده شده است : « بشر : عشرق - سنامكى است و به سندى قشوقن و قوالسريس ( ؟ ) [ ناميده مىشود ] » . 708 . عصفر 1 به هندى كسنب 2 است . آن را بهرمان 3 گويند و ثوب مبهرم 4 [ از همينجاست ] . ابو خليل : بهرمان نوعى عصفر است . مؤلّف المشاهير : خرّيع 5 گياه عصفر است . جالينوس : اطراقتوليس 6 عصفر دشتى است . به سجستانى سيونك 7 [ ناميده مىشود ] . [ مؤلّف ] ديگر : ارجوان قرمز سير است و اگر [ قرمزى ] كمتر باشد ، بهرمان است .